علي اکبر من برادر کجايي....اباالفضل عمو جان دلاور کجايي مرا روي زانو خود مي نشاندي....گل بوسه بر صورتم مي فشاندي کنون جاي آن بوسه هاي گشته بيلي....رقيه عزيز دلت خورده سيلي
بیقرار
براي ديدن تو بي قرارم حسينا هر چه دارم از تو دارم برآن خاکي که افتادي به صورت دلم خواهد به سجده سرگذارم چه گردد پاي من گردد پر اززخم بسويت پا برهنه ره سپارم گمان هرگز نمي کردم ببينم شدم اهل گناه و خوارو زارم
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت10:45توسط حسن ظهرابی |
|